تبلیغات
*پـــرشـــنــــگـــــــ* - زنـــبـــور

زنـــبـــور

پری روز ،در حالی که تو خواب ناز بودم و داشتم تو رویاهام سیر می کردم

یه دفعه ای با درد وسوزش بدجوری از خواب پریدم

اول فکر کردم سوزن بهم خورده ،رو تختم رو دست کشیدم،سوزن نبود،ولی کاش سوزن بود!!!!!!!!

با یه مو جود خیلی وحشتناک که من خیلی ازش بدم میاد روبه رو شدم

اون کسی نبود جز یه زنبور زرد

هراسون از تختم پریدم بیرون رفتم اتاق مامانم از خواب بیدارش کردم چون خیلی ترسیده بودم

فکر می کردم نیش زنبور هم مثل نیش مار خطرناکه

چشتون روز بد نبینه بازوم بدجور ورم کرد

هنوزم جاش هست

یکی ندونه فکر ممی کنه تو جنگل زندگی می کنم